تبلیغات
عشق من فاطمه
عشق من فاطمه

عاشقتم فاطمه جانم،دوستت دارم تنها امید زندگیم

از وقتی رفتی خیلی زیاد خوابتو دیدم ولی خوابی که دیشب دیدم آتیشم زد.آتیش گرفتم چون تو و همسرت باهم خونمون دعوت بودید و من داشتم ازتون پذیرایی میکردم... تو نمیدونی چطور منو نابود کردی... بقران حلالت نمیکنم 
نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد 1397 ساعت 05:26 ب.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |

بیمعرفت خاطره اولین دیدار یادته؟!!!همون روزی که دندونت جلوت رو نداشتی؟؟ یادته بعدش که رفتم چقدر پشت تلفن راجع به دندون نداشتت و خجالتی که تو اولین دیدار داشتیم گفتیم و خندیدیم؟؟ یادته یا نه بیمعرررررررررررررفت؟؟؟ چطور تونستی منو با این همه خاطرات تنها بزاری؟؟؟ چطور دلت اومد منو اونقدر بازی بدی؟؟؟؟ تو قول دادی تا تهش با من باشی؟؟ کجایی پس؟؟ تو که قرار بود بری چرا اونقدر خاطره جا گذاشتی؟؟ چرا جوری رفتار کردی من ته دلم قرص بشه که تو فقط مال منی؟؟ چرا و چرا و چرا؟؟؟ فاااااااااااااطمه کجایی که چراهامو جواب بدی؟؟ به خداوندی خدا حلالت نمیکنم
نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد 1397 ساعت 01:45 ب.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |

هرچی میخام آروم بشم و ببخشمت و حلالت کنم میبینم اصلا نمیتونم حلالت کنم،چون یاد حرفات و قولات که میفتم که بهم دادی و باعث شدی من عاشقت بشم نمیزاره حلالت کنم.من فقط 5 ساله دارم از خودم میپرسم اینکه نمیتونست پای من بمونه و جلو همه وایسه بخاطر من چرا گفت و قول داد که تا اخرش باهاتم و بخاطر جلو همه وایمیسم حتی بابام.لعنتی چی شد قولات...به همون قرآنی که تو و بابات ادعا میکنید بیشتر قبولش دارید به همون خدایی که شما بیشتر ادعاشو دارید به تمام مقدساتم هیچوقت نمیخشم تو و باباتو.فکرنکن یه عشق و عاشقی کشکی بوده و منم فراموش کردم،نه... من زندگیمو از دست دادم من جوانیمو از دست دادم من احساسمو از دست دادم من حتی ایمانمو از دست دادم،تو و بابات همه چیز منو گرفتید از این لحظه تا اخر عمرم حلالتون نمیکنم و واگذرتون کردم به خدااااااا
نوشته شده در چهارشنبه 16 خرداد 1397 ساعت 01:39 ب.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |

دلم میخواد یکبار دیگه ببینمت از دور و بدون اینکه بفهمی و مزاحمت باشم ولی فکر اینکه بیام یزد و اونجاهایی که با تو قدم زدم و رفتم رو ببینم دیوونم میکنه.... تو چه کردی با من بی معرفت
نوشته شده در جمعه 11 خرداد 1397 ساعت 01:36 ب.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |

5 سال و نیم از رفتنت میگذره و من هنوزم دلم به هیچی خوش نیست بی معرفت 
نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد 1397 ساعت 10:49 ق.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |

دلم تنگته عزیزترینم ولی حیف که ندارمت حیف که نیستی و صدتا حیف دیگه
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 ساعت 06:49 ب.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |


قالب كلبه عاشقانه : قالب كلبه عاشقانه