تبلیغات
عشق من فاطمه - داستان عاشق شدن من(قسمت اول)
عشق من فاطمه

عاشقتم فاطمه جانم،دوستت دارم تنها امید زندگیم

تصمیم گرفتم جریان عاشق شدنمو واستون بگم تا شاید درس عبرتی بشه واسه كسایی كه میخوان مثل من عاشق بشن.تو این پست اولین قسمتشو میزارم...

مثل همیشه که دنبال یه هم صحبت بودم تا یکم باهاش درد دل کنم واسه همین رفتم چت روم مثل همیشه با نام امیر وارد شدم و طبق معمول شروع کردم چندین بار این پیام رو تو چت روم نوشتم"دختری هست که فقط مال من باشه"خیلی ها با خوندن این جمله مسخرم کردن ولی من واقعا دختری میخواستم که فقط مال من باشه.چندین بار این پیام رو نوشتم که دیدم یه نفر چندبار اسم منو نوشت که نمیدونم چرا من محل ندادم بهش بعد دوباره اسممو نوشت که جوابشو دادم شروع کردیم به چت کردن اولش فکرکردم پسره و داره سرکارم میزاره.خلاصه ایدی یاهوش رو گرفتم و رفتیم تو مسنجر چت کردیم از همدیگه گفتیم و یکم ازهم شناخت پیدا کردیم و قرارشد بازم ساعتهایی که مشخص کردیم بریم و باهم چت کنیم...


نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر 1391 ساعت 12:58 ب.ظ با انگشتان شكست خورده نظرات | |


قالب كلبه عاشقانه : قالب كلبه عاشقانه